تبليغاتX
au nom de Dieu
شعر / داستان/ خبر و مطالب آموزشی زبان فرانسه

La cause de ses fautes

petales

" Le sage se demande à lui-même la cause des ses fautes, l'insensé la demande aux autres. "

دانا دلیل اشتباهاتش را از خودش میپرسد

نادان در مورد( اشتباهات) دیگران سوال میکند


Proverbe Chinois

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Heureux

grec

Nul n'est sage s'il n'est heureux.

کسی دانا نیست٫اگر شاد نیست

St Augustin

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Etapes

ours1

Tu es un enfant :
Quand tu ne sais pas ce que tu veux faire dans la vie.

تو یک کودکی

وقتی نمی دانی میخواهی در زندگی چه کاری انجام دهی

Tu es un adolescent :
Quand tu as le goût de ne rien faire dans la vie.

تو یک نوجوانی

که نمی خواهی هیچ کاری در زندگی ات انجام دهی

Tu es un adulte :
Quand tu te demandes pourquoi tu n'as rien fait dans la vie.

تو یک بزرگسالی

وقتی از خودت می پرسی چرا هیچ کاری در زندگی ات انجام نداده ای

(Auteur inconnu)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/30ساعت 6:50 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

La réalité

colombe

La réalité n'est pas toujours ce que l'on croit,
mais souvent ce que l'on crée.

حقیقت همیشه آن چیزی نیست که ما به آن اعتقاد داریم

بلکه اغلب آنست که ما آن را می سازیم

 

(auteur inconnu
+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/30ساعت 6:47 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Contentement

 botte2

J'étais furieux de n'avoir pas de souliers ; alors j'ai rencontré un homme qui n'avait pas de pieds, et je me suis trouvé content de mon sort.

 

عصبانی بودم که چرا کفش ندارم که شخصی را دیدم که پا نداشت و یافتم که از وضعیت خودم  راضی هستم


Proverbe Chinois

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/30ساعت 6:45 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Destin

oo1

 

Le destin pose deux doigts sur les yeux de l'homme, deux dans ses oreilles, et le cinquième sur ses lèvres en lui disant :
«Tais-toi.»

سرنوشت دو انگشت روی چشم انسان می گذارد و دو انگشت در گوشش و پنجمین انگشت را بر لبانش می گذارد در حالی که به او میگوید:«ساکت باش»

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/30ساعت 6:42 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Vis ta vie

an_oiseaux038
Aime comme si tu n`avais jamais été blessé

چنان دوست بدار که گویی هرگز زخم خورده نبوده ای

Travaillle comme si tu n`avais pas besoin d`argent

چنان کار کن که گویی هرگز احتیاجی به پول نداشته ای

Danse, comme si personne ne te regardait

چنان برقص که گویی هیچ کس به تو نگاه نمی کند

Chante, comme si personne ne t`entendait

چنان آواز بخوان که گویی هیچ کس به آوازت گوش نمی دهد

Fais les choses que tu aimes et qui te font plaisir

کارهایی را انجام بده که دوست داری و از آنها لذت می بری

Vis comme si tu étais au paradis

چنان زندگی کن که گویی در بهشتی

Prends soin de tes amis

نگهدار و غمخوار دوستانت باش

Apprécie l`instant, et vois le côté positif dans chaque situation

لحظه را درک کن و در هر شرایط جنبه مثبت را نگاه کن

Ne baisse pas les bras si parfois tout ne se passe pas comme
il faudrait

اگر همه چیز آن طور که باید پیش نمی رود نا امید نشو



...les vrais vainqueurs sont ceux qui se battent et n`abandonnent
jamais !

فاتحان واقعی کسانی هستند که مبارزه میکنند وهرگز تسلیم نمی شوند

Auteur Inconnu

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 6:58 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

La bonne question

mystre

Nous nous posons souvent des questions auquelles nous ne pouvons pas donner de réponse.

ما اغلب سوال هایی از خود می پرسیم که نمی توانیم به آنها جواب دهیم

Cela parce que nous ne nous posons pas la bonne question.

این مسئله به دلیل اینست که سوال های خوبی از خودمان نمی پرسیم

Mais qu'elle est la bonne question ?

اما سوال خوب چیست؟

Justement ... c'est celle que nous ne voulons pas nous poser.

فقط....سوالی است که نمی خواهیم از خودمان بپرسیم

Neurone

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 6:56 قبل از ظهر  توسط مهسا | 

Age :

cascade1

 


Impossible de vous dire mon âge ... il change tout le temps

غیر ممکن است که سنم را به شما بگویم...............چون دائما تغییر میکند

Alphonse ALLAIS

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 6:54 قبل از ظهر  توسط مهسا |